![]() |
![]() |
|
| علمی - ادبی |
|
من مثل شب بلندم پر راز و پر ستاره وقت خیال سبزت تکرارم از دوباره من تا نگاه خورشید عاشق ترین بهارم هر شب کنار عکست یک شعر می نگارم شعر تر شبانه مهتاب را صدا کرد تا محرم نگاهم باشد در این شب سرد پرواز دار شبها رویای بی ترانه است وقتی که هر شب من یک راه بی نشانه است تنهاترین شب سرد با بغض بی نهایت سرد و سیاه و خاموش ، احساس تلخ غربت من تا کجا رسیدم تا ازدحام طوفان تا سوز تشنه بودن در انتظار باران من قایقی شکسته در انتظار ساحل شاید که سر بگیرد این وعده گاه باطل انگار هر دقیقه یک سال سخت و تار است انگار سرنوشتم مغلوب روزگار است تاب و تحملم رفت بی طاقتم خدایا من مثل شب بلندم در امتداد رویا
شاعر : خودم |
|
+ نوشته شده در
جمعه نوزدهم تیر 1388ساعت 2:17 توسط لاله |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام خدمت همه ی دوستان عزیزم ، تلاش من بر این است تا در این وبلاگ به مطالب علمی در زمینه ی روانشناسی و شعر که سروده ی خودم می باشد بپردازم .
از شما عزیزان خواهانم که از اشعار بدون ذکر نام شاعر و منبع استفاده ننمائید . متشکرم . |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1388 |
|
RSS
|